کلی بگم من اصلا نمیدونم

0

- Advertisement -

سلام راستش، راستش نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم یا نمی‌دونم اصلاً باید شروع کرد؟! شایدم شروع‌شده و ما خبر نداریم؟ ببینم اصلاً چی باید شروع بشه؟ کلی بگم من اصلاً نمی‌دونم.

امروز 03/10/1383 تصمیم گرفتم که از امروز هرروز یک‌چیزهایی بنویسم، اینهم بگم که من از این تصمیم‌ها زیاد گرفتم، اگر یک روز دیدین خبری نیست اصلاً تعجب نکنید یا دلواپس نشین که کوش پس چی شد نکنه یک موقع زبونتون لال تصادف کرده باشم، نه سالمِ سالمم فقط یا حالش نبوده یا مطلبش.

امروز قرار بود برم شهرک آزمایش برای امتحان گواهینامه اون هم از نوعِ موتورش. رفتم، صبح از خوابِ ناز با دهنه باز بیدار شدم با هزار امید و چهار پنج هزار آرزو که قبول بشم که نشدم.

 فکر می‌کنم تمامِ شدن‌ها و گرفتن‌ها و دانستن‌ها و… برای ما تبدیل‌شده به نشدن و ندانستن نگرفتن … تازه شانس ماست، امسال از بعد ماه رمضان که یک دعوایی بین من و خدا پیش آمده بود همش تبدیل شد به بد شانسی، البته اینهم بگم که قبلش همه‌چیز برای من روی بود سکه میومد، بماند، آره می‌گفتم (البته اگر شانس بیاریم این یک قلم تبدیل نشه به نمی‌گفتم) که بدشانسی اونم از نوع بدش گریبان گیرمون شده اساسی گواهینامه ماشین ما توی شهرک ازمایش صادر نشده نا پدید شده.

اینم نمیگم که از 10 روز پیش پاس این دفتر و اون دفتر بودم برای جواب سر بالا، ا خرهم بعد دو ماه دیر اومدن گواهینامه گفتن برو دو هفتهٔ دیگِ میاد درب خونتون.

هی هی هی. دیگِ این هی گفتنامونم دله کسی رو نمیسوزونه از بس طرف خودش آه دارِ.

خدامونم که قربونش برم قهرِ باهامون اساسی، ما هم جای خجالت کشیدن لج کردیم داریم برای خودش و پیامبراش و اماماش … جُک مسازیم، بعدشم برای همدیگه تعریف می‌کنیم وُ هِرت هِرت می‌خندیم.

اونقد همه‌چیز رو سرسری گرفتیم که دیگِ ترس از مرگ معنا ندارِ، همینم هست که آمار خودکشی هامون سرکشیدِ به هوا. بازم حالم دارِ بد میشِ دارِ منو میکِشِ به سمت اراجیف، حرهای صدتا یک غاز.

 بازم دلم گلایه میخواد. هوس کرده چایی داغ سر بکشِ اونهم از نوع بدون قندش که از زهرمارم بدترِ. به قول حسین سرد مه مثل یک قایق یخزده روی دریاچه یخ ، یخ کردم. 

ساعت 2 و 10 دقیقه هست. من هنوز هیچی نخوردم  گرسنه‌ام هم نشده. آخِ من حالم بدشِ اصلاً گرسنه‌ام نمیشِ. ولی می‌خوام برم، کجا نمی‌دونم. یک جای دور، دور از اینجا. کتابم دیگِ راه‌حل نمیشِ برای من  باید برم خودم رو گم کنم توی شلوغی. این بهترین و آخرین راه‌حل برای منه. یادش بخیر قدیم‌ها یکی بود که واست اینقدِ حرف می‌زد که مّخِت مجال فکر کردن  نداشته باشِ اما … هی  همممممم فعــــــــلا

ساعت از اون 2 و 10 دقیقه رسیده به 6 و 14 دقیقه، راستش رو بگم هیچ کجا نرفتم یعنی نمی تونستم برم، ولی هنوز حالم بده آخِ هنوزم گشنم نشده الآن یک قسمت از شعرهای حسین پناهی رو داشتم گوش می‌کردم که به‌زور میخواد برگردِ به بچگیش هِی هم میگِ من میخوام برگردم به کودکیم. ولی من اصلاً نمی‌جوام برگردم به کودکیم من… من… من میخوام بزرگ بشم بزرگ‌تر از 21 سال بیهودگی.

من میخوام بشِ 60 سالم، پشته یک پنجرهٔ  قدی به عرض دیوار تو اتاق‌خواب با تخت پر قو روی صندلی تاپی روب روم یک شومینه. به بیرون نگاه می‌کنم از آسمونش دارِ برف میاد.

 میرم پشت پنجره نگاه می‌کنم به دونِ برف که میریزه زمین بعدشم توی تخیلم خاطراتم رو توی دونِ دونِ ی برف می‌بینم مثل یک فیلم، دیدنِ کارتونِ شرک. از درخت بالا رفتن به خاطر یک دونِ گیلاس.

زمین خوردن توی یک سربالایی تند، می‌بینی همش دارِ میریزه زمین اااا زمین رو رنگ کرده، سفیده سفید. دوباره خیابونها رو باید خط کشی کنن اون هم با رنگ سیاه، اینو نوه‌ام میگِ وقتی من دستم رو دراز کردم بیرون سوی برف. ولی حیف برف نمیتونه منو به خودش برسونه.

(طرق) صدای در بود یا یکی اومده یا یکی رفته من برام مهم نیست شایدم نَوَم بوده که از اتاق رفته بیرون نمی‌دونم چی میشِ که داد می‌زنم: لُیا    لُیا   رضوان اگر خواست بره بیرون لباس گرم تنش کن سرما نخورِ انگاری باز دارِ برف میاد.

بدشم میرم می‌خوابم روی تخت ملحفه رو می‌کشم روی خودم تا زیر گلو، چشمهام رو می‌بندم، آروم آروم. انگار دارن می‌کشنم تو خیال. یکهو خودم بیرون اون پنجرهٔ قدی به عرض اتاق می‌بینم. دارم با برف‌ها میرم رو به زمین به سنگینی یک دونِ ی برف، مثل خاطراتم، نرم و سبک بی‌رده پا، آره انگار که منم خاطره‌ام مثل یک دونِ برف برای نَوَم رضوان پشته یک پنجرهٔ قدی به عرض اتاق، مثل صندلیِ چوبی، مثل یک خواب. من نمی‌جوام برگردم به کودکیم. گوش میدی هی با توام  اینو نگاه خوابه  خوابش برده   ما رو باش درمونمون شده کی  هی  فعـــــــــــــــــــــــــــــــلا  

همون روز همون جا ساعت پانزده دقیقه مانده به هفت  . هنوز هم هیچی نخوردم هیچ کجا نرفتم 

 سلام

از وبلاگ تا بینهایت دور

Leave A Reply

Your email address will not be published.