Let’s travel together.
صفحه بایگانی دسته

داستان

بوی خوش جهنم (۵)

تک شاخ رفته بود . من و سانسارام به سمت ایوان کلیسا رفتیم . سانسارام گفت نیزاژو یکی از قدیمی ترین های گروه پیوپله ها است. توضیح داد که پیوپله به گروهی از مردگان برخواسته از گور میباشند که به لشکر بدی ها یا مینوفیره ها نپیوستند .پیوپله ها دارای دو شخصیت هستند که اغلب چهره ی اصلیشان انسان است و چهره ی دوم یا جنگنده یکی از موجودات دیگر که شبیه خصوصیات…
ادامه مطلب ...

دیگ جادو

سنگ جادوی هری پاتر رو که خاطرتون هست؟ یکی از سه یادگار مرگ؟ همه ی ما یکی از اون رو داریم . یکی از این سنگ جادو . سنگی که اشخاصی رو که از دست…

بوی خوش جهنم (۴)

در شمالی ترین نقطه قبرستان نزدیک به جنگل درختهای گردو، دو بال سفید کشوده را دیدم که از دو سمت سنگ عمود بر قبری بیرون زده بود . سانسرام به سمت…

بوی جهنم (۳)

امشب هم تکیه داده بودم به سنگ قبری که خواهرم قبلا در آن دفن شده بود . و آواز یا همان نیایش سانسارام را گوش می‌دادم . قصد کرده بودم که امشب…

سرنگونی عالیجناب مبل (۱)

صندلی تعظیمی کرد و از اتاق خارج شد. مثل همیشه  و مثل همیشه اتاق فضای آشنای خانه‌ی خودشان را داشت. با سقف آبی کمرنگ و دیوارهایی که تا لبه‌ی سقف…

بوی خوش جهنم

از جهنم که برگشتیم شروع کردیم برای آینده ی خوبی که هدفش رسیدن به بهشت باشد برنامه ریزی کنیم . اما نمی شد . ما به حهنم خو کرده بودیم. عادت…

بوی خوش جهنم (۱)

از جهنم که برگشتیم شروع کردیم برای آینده ی خوبی که هدفش رسیدن به بهشت باشد برنامه ریزی کنیم . اما نمی شد . ما به حهنم خو کرده بودیم. عادت کرده…