Let’s travel together.

بوی جهنم (۳)

امشب هم تکیه داده بودم به سنگ قبری که خواهرم قبلا در آن دفن شده بود . و آواز یا همان نیایش سانسارام را گوش می‌دادم . قصد کرده بودم که امشب حتما حتی اگر شده در حدد سلام کردن هم با او صحبت کنم . معمولا نیایش‌اش که به پایان می‌رسید به تیرک بتنی ایوان کلیسا تکیه می‌داد و به حیاط قبرستان خیره می‌شد . همین که آوازش تمام شد از پشت سنگ قبر بیرون جستم و…
ادامه مطلب ...

سرنگونی عالیجناب مبل (۱)

صندلی تعظیمی کرد و از اتاق خارج شد. مثل همیشه  و مثل همیشه اتاق فضای آشنای خانه‌ی خودشان را داشت. با سقف آبی کمرنگ و دیوارهایی که تا لبه‌ی سقف…

بوی خوش جهنم

از جهنم که برگشتیم شروع کردیم برای آینده ی خوبی که هدفش رسیدن به بهشت باشد برنامه ریزی کنیم . اما نمی شد . ما به حهنم خو کرده بودیم. عادت…

نشئگی با خاطرات

تمام خاطراتت را با خود به گور نخواهم برد اندکی از تو را دود خواهم کرد تو و تمام زجه هایم را دود خواهم کرد و خود با خیالی آسوده تر در سینه ی…

بوی خوش جهنم (۱)

از جهنم که برگشتیم شروع کردیم برای آینده ی خوبی که هدفش رسیدن به بهشت باشد برنامه ریزی کنیم . اما نمی شد . ما به حهنم خو کرده بودیم. عادت کرده…

چه رویایی چه خوابی

چه خوابی خالی از هر رنگ و بویی خوابی پر ز دشنام‌های سیاه از مردان و مردمانی روی بسته با گیسوانی پر ز آه و پر ز افسوس و صدایی در همین نزدیکی که…