Let’s travel together.
صفحه آرشیو

شعر

باس ببشقین از مهدی اخوان ثالث

کجایم؟ با کِها؟ مستم وزین بیش ندانم، یا چه می گفتیم ازین پیش چنان مستم که لیم لیم لیم لالام لام دیدیم دیم دیم، دیدیم دیم دیم، دادام دام چنان مستم که نتوانم سخن گفت ندانم چیست فرق طاق با جفت ز کار افتاده از مستی زبانم نمی گردد به فرمان در دهانم چو غلتم در سیه مستی و لختی فتم در لفظ و مخرج هم به سختی نه تنها گم کنم سین را و شین را که…
ادامه مطلب ...

گربه ای لمیده در آفتاب

نیمی از من سیاه، ـ گربه‌ا‌ی لمیده در آفتاب پاییز ـ نیمی از من زرد، ـ آفتابگردانی چشم در چشم خورشید ـ نیمی از من فریاد، ـ زنجره‌ای پنهان، با…

نشئگی با خاطرات

تمام خاطراتت را با خود به گور نخواهم برد اندکی از تو را دود خواهم کرد تو و تمام زجه هایم را دود خواهم کرد و خود با خیالی آسوده تر در سینه ی…

چه رویایی چه خوابی

چه خوابی خالی از هر رنگ و بویی خوابی پر ز دشنام‌های سیاه از مردان و مردمانی روی بسته با گیسوانی پر ز آه و پر ز افسوس و صدایی در همین نزدیکی که…